بودا کیست وعقایدش چیست و بودیسم کیست؟

جنگل النگدره به عنوان یکی از 7 منطقه نمونه گردشگری کشور و همچنین پارک جنگلی شاخص شمال کشور انتخاب و معرفی شده است. داخل پارک النگدره، جاده ای آسفالته وجود دارد و هر کجای ان که بخواهید می توانید بنشینید و از طبیعت بی نظیر آن بهره ببرید .پارک جنگلی النگدره به مساحت ۱۸۵ هکتار و در ۵ کیلومتری جنوب غربی شهر گرگان در مسیر جاده ناهار خوران قرار گرفته است. همچنین در اکثر مهمانی ها، کافی شاپ ها، مراسم های هنری و… از قراری که معلوم شد این سردار اکثر مسالک مازندران را قافلهرو ساخته، و پلهای مخروبه را تعمیر نموده.

اما یک نکتهای را که آقا تذکر دادند که متاسفانه در دوره پانزدهم بود مگر در آییننامه سابق نوشته شده بود که وکلا بلند شوندو بهم بد بگویند و با آییننامه جدید در دوره شانزدهم این عمل نشده امیدوارم که مثل دوره پانزدهم تشتت و اختلاف نباشد (یکنفر از نمایندگان ـ انشاء الله) در دوره شانزدهم از ابتدای ورود نمایندگان پیدا بود که یک هم آهنگی دارند و اگر آن آییننامه سابق هم در این مجلس بود واین افکار در نمایندگان بودهمان موقع هم کارها زود میگذشت البته درآن مواردی که تسریع در امور کشور و وضع قوانین است لازم است ولی مواد دیگرش نقص دارد که باید جبران بشود مثلا یک موقعی است که سی نفر یک طرحی را امضاء میکنند با یک فوریت میدهند، گاهی اتفاق میافتد که خطری متوجه مملکت است که نمیشود یکساعت نیم ساعت تاخیر کرد ولی این آییننامه میگوید باید ۲۴ ساعت قبل طبع و توزیع شده باشد مثلا همان طرحی را که جناب آقای دکتر مصدقالسلطنه راجع به نفت در دوره چهاردهم پیشنهاد کردند من قطع و یقین دارم که اگر ۲۴ ساعت جلوتر طبع و توزیع میشد به تصویب نمیرسید و مجلس تشکیل نمیشد بنابراین یکی از آن موارد این است از آقایان استدعا میکنم به یک فوریتش رای بدهند اگر آنجا نظری دارند میگویند.

و همین چیزها است که باعث شده که آنجا را ول کرده و بشهر هجوم بکنند بنده وضع این آقایان را تشریح کردم وضع زندگیشان همینطور است که عرض کردم وقتی که وضع معیشت این آقایان اینطور شد ونتوانستند خودشان را اداره کنند و معیشتشان با نان خالی هم تامین نشد مجبورند که به شهر هجوم بیاورند وقتی هجوم آوردند اینها را به کارهای غیر تولیدی وادار میکنند، چرا آقا ۳۲ میلیون دلار گندم از خارج وارد میکنند؟ این برای نمونه بود، اما بیشتر دستگاههای مملکت این طور نبودند و نیستند زیرا همانطور که عرض شد هیچ عضو دولت خودش را مسئول هیچ کاری نمیداند و افراد زیادی که داخل در یک مشاغل خاصی شده ان اکثرا در عرض هم و به موازات هم یک کاری را شروع میکنند و آخر هم هیچ کاری انجام نمیشود مسئولیت هم لوث میشود و نمیتوانیم بگوییم آقای مدیر کل، آقای معاون اداره یا یک عضو در سایه بیعلاقگی تو به قانون و بی توجهی تو به وظیفه یک همچو ضرری به مملکت واقع شد هم حقی از مردم اضافه شد، بنابراین نظر این بود که سازمان برنامه مجاز باشد یک اشخاصی که تاکنون عضو دولت شده بودند حقوق از دولت میگرفتند بخدمت دعوت بکند و خلاصه یک قسمت مهمی از بودجه برنامه صرف حقوق این اعضای جدیدنشود، (افشار صادقی ـ از اشخاص متخصص باید استفاده کرده) اشخاص متخصصی که تا کنون بیماری عضو دولت شدن پیدا کرده بودند عضو دولت شده بودند و دنبال کار آزاد نمیرفتند منظور این بود که از اینها استفاده شود برای اینکه ما سال گذشته را که حساب کردیم دیدیم بیش از ۸ هزار میلیون بودجه که داشتیم بیش از ۹۰ در صد بمنظور حقوق پرداخت شده بود و در حدود ۱۰ در صد آن صرف یک کارهایی شده بود که مربوط بپرداخت فوق العاده واضافه مزایا و غیره شده بود و برای این مملکت هیچ کارعمرانی انجام نشده بود و خزانه هم پولی نداشت ومنظور این بود که اعضای جدیدی استخدام نشود علاوه براین در اصل قانون پیش بینی شده اعضای مورد احتیاج از دستگاههای دولت بسازمان برنامه داده شود با همان حقوق و مزایا خدمت کنند و منظور اول این بود که اعضای دولت با تشبث همه حمله و هجوم بسازمان برنامه نیاورند و نظر دوم این بود که تفاوتی بین آن کسانی که در سازمان برنامه خدمت میکنند و آنهایی که در دستگاه دولت هستند تفاوتی از حیث حقوق و مزایا نداشته باشند تا اینکه سیل اعتراضات هر روز بطرف مجلس شورای ملی و نمایندگان ملت سرازیر بشود در قسمت اول با فشار و اصراری که دولت کرد یک استثناء قایل شد که تنها در صورت ضرورت، ضرورت قطعی که متخصص لازم دارند که در حال حاضر از دستگاههای دولت حقوق نگیرد میتوانند اورا استثنائا به خدمت دعوت بکنند با چندین قید تا اینکه در حقیقت اطمینان خاطر پیدا شده بود که جز در مورد ضرورت یک عضو تازهای بخدمت دعوت نشد اما در موضوع دوم که مجاز بودن دستگاه سازمان برنامه بود با انتقال اعضایی از ادارات دولتی بسازمان برنامه این موضوع البته در قانون معین شده بود و تصریح شده بود ولی دولت یک تقاضایی کرد از مجلس شورای ملی و آن تقاضا به کمیسیون برنامه مراجعه شد، آن تقاضا این بود که سازمان برنامه مجاز باشد در مواردی که ضرورت ایجاب کند و غیر از آن راهی نباشد برای اخذ نتیجه بتواند بهر کسی که صلاح میداند و ضرورت دایمی باشد یک اضافه حقوقی، اضافه خرجی کمک کند که کمیسیون برنامه یا قبول این تقاضا که در حقیقت ماده واحده شده بود موافقت نداشت چندین جلسه تشکیل شد، بحث شد موافقت نداشت چندین جلسه تشکیل شد.

رجال دربار از وخامت کار میترسیدند، صلاح نمیدیدند، وزیر او «پانسور» قول پادشاه را تصدیق کرد، باج نفرستاد. در این نقطه غروب آفتاب شکوه منزل دیشبی ما را ندارد، همین که قرص نیمرنگ خورشید برای ارتفاع اینجا قدری دیر تر غروب کرد. خریطه که در دست ما است تا اینجا رو به مشرق و از ارتفاع ۵۰۰ فوت جانب جنوب را نشان میدهد. طول این مارها یک و نیم متر است و در آمازون، برزیل، ونزوئلا، گویان و کلمبیا قابل مشاهده می باشند. البته بنده ایراد نمیکنم به تذکرات آقایان البته عرض میکنم معایبی هم هست که باید رفع کرد ولی طرز حمله کردن، طوری نباشد که موجب دلسرد کردن بالاخره سست کردن این دستگاه باشد زیرا همانطوری که فرمودند چندین سال زحمت کشیده شده، خرج شده والان هم خرج سنگینی میشود این را باید کوشش بکنیم با فعالیت و جدیت انشاء الله بجریان بیفتد (نمایندگان ـ انشاءالله) بنده قول میدهم به سهم خودم که همیشه این علاقه را داشتهام حالا مخصوصا بیشتر علاقه دارم برای اینکه مسئول قسمتهای عمومی هم هستم و در برنامه هم ما نهایت دقت را میکنم که اگر نواقص ومعایبی هست انشاء الله رفع بشود تا با تقویت وپشتیبانی آقایان بتوانیم این کاررا پیش ببریم و بیک نتیجهای برسیم این راجع بکارهای سازمان برنامه بود اما این لایحه در واقع این یک تحمیل کاریست بسازمان برنامه این کار خود برنامه نبوده وضع بیکارانی که هجوم آوردهاند هر ساعت مخصوصا یک جنبه خاصی داشت و ما مجبور بودیم بفوریت یک علاجی بکنیم قریب بیست هزار نفر ویلان و سرگردان و بیکار در تهران جمع شده بودند که هم اسباب نگرانی بود و هم اسباب تاثر بالاخره در همان روزهای اول که بنده مامور تشکیل کابینه شدم، خوب قضایای مملکتی است مامور حل و فصل آنها هستیم اول قضیه ایکه جنبه حادی هم پیدا کرده بود بر خوردیم این بود که بعجله فکر کردیم یک ترتیبی داده شود هم برای اعاشه اینها ضمنا یک کاری هم بکنند یک تشکیلات فوری وموقتی دادیم و یک تصمیماتی اتخاذ شد البته چون فوریت داشت آنوقت هم جلسات مجلس منعقد نبود یعنی دوره تعطیل بود بنده مقتضی ندانستم که تامل بشود (صحیح است) یک کارهای فوری کردیم چنانکه نتیجهاش را امروز آقایان میبینید و نتیجه خوب هم داد بالاخره اینها جمع شدند اعاشه شدند پول بهشان داده شد فرستاده شدند بمحلهای خودشان قریب ۲۰ هزار نفر بودند الان در کرج که یک مرکزی بود برای جمع آوری اینها متجاوز از ده هزار نفر شده بودند تا دوروز قبل ۱۸۰۰ نفر بیشتر باقی نماندند که تصور میکنم امروز شاید کمتر از هزار نفر باشند تمام وسایل ممکنه نمیگویم خیلی عالی ولی به اندازهای که ضرورت داشت برایشان فراهم آمد و بترتیب و تدریج اینها بجاهای خودشان اعاده داده شدند و یک کارهای فوری و موقتی هم برای اینها تهیه شد آقایان گفتند که این جور کارها با نقشه نبود کارهای اساسی نبود ماهم مقید نبودیم که به این فوریت کارهای با نقشه و با اساس بشود منظور اساسی ما مشغول کردن اینها و اعانه اینها بود اینها را گفتیم که کارهایی هم بکنند در یک جاهایی در یک راههایی برای درست کردن جادهها، برای عریض کردن جاده تسطیح جاده، یک جاهایی یک کارهای مفیدی بود مثلا در مغان یک سدی داریم یکدهی را که حسن خان لوهست و دارد از بین میرود از همین وسایل استفاده شد گفتیم آنجا هم کار کنند اینها باهم است نمیشود ایراد کرد که نقشه میخواست صبر کنیم نقشه بکشیم بدرد آن روز نمیخورد پس اینها مجموعا سبب شد که ما اینکار فوری را بکنیم و چون سازمان برنامه یک دستگاهی بود آماده تر ومیتوانست فوری تراین کار را بکند چنانچه کرداین را تحمیل کردیم بسازمان برنامه بنابراین این یک اعتباری نیست که سازمان برنامه برای نقشههای خودش گرفته باشد.

گفتند شما به این مطالب کار نداشته باشید شما یک یادداشتی بدهید که بما اضافه کار بدهند او بخنده و شوخی برداشت نوشت که به آنها اضافه بدهید بعد از دو روز این دو سه نفر خانم احکامی دستشان آمد که هر کدام ماهیانه علاوه بر هفتهزار ریال حقوق اصلی ماهیانه دوهزار و پانصد ریال اضافه کار میگیرند درحالی که کار اصلی را انجام نمیدادند تا برسد به اضافه کار و همینطور در روزنامهها خواندم که یک معروفهای که در بار نینا خدمت میکرده اوررا بردهاند با ده هزار ریال حقوق ماهیانه در سازمان برنامه مشغول خدمت کردهاند این مسائل اسباب تاثر مردم و مخصوصا اسباب تاثر نمایندگان است (صحیح است) برای اینکه مااز این برنامه توقع زیادی داریم و معتقدیم که این تنها راهی است که بتواند جلو مخاطرات احتمالی و آتی مملکت را بگیرد و در این مملکت یک قدمهای مؤثر اصلاحی بردارد و اگر از حالا این گشاد بازی شروع شود البته من عرض کردم اطمینان دارم که این مطالب بگوش آقای منصورالملک نرسیده برای اینکه ایشان با آن فکر ارادهای که دارند اساسا تن به این کار نمیدهند ولی چه میشود کرد همان اشخاصی که زیر دست بودند و مورد اطمینان بودند از این اعتمادی که به ایشان شدهاست سوء استفاده کردند و یک همچو خرابکاریهایی را اجازه دادند انجام شود اینست که میخواستم ضمن بحث در کلیات این لایحه ۵۰ میلیون ریال که در اختیار سازمان برنامه گذاشته میشود نظر معظم له را به این موضوع جلب بکنم که دستور بفرمایید تمام این کارهایی که بر خلاف اصول و برخلاف نظرشان شده مورد تجدید نظر قرار بدهند وهر خرابکاری که شدهاست قلم نسخ و باطل روی آن بکشند و بتمام روسای شعب اداره سازمان برنامه ابلاغ کنند که اگر آنها مقدم بیک کاری شدند که برخلاف اصلوب و اساس کار سازمان برنامه و برخلاف نیات اصلاحی باشد مورد بازخواست و محاکمه واقع خواهند شد تا مجاز ندانند خودشان را بیک چنین کارهای خلاف اصولی و اما راجع به این ۵۰ میلیون ریال البته چون قید شده ضمن بودجه سال جاری پیش بینی شده ودر اختیار سازمان برنامه گذاشته میشود که بعد از انجام کارهایی که اجرا میشود ومخارجی که میشود اسنادهزینه آنرا طبق مقررات تهیه کند و در قسمت سازمان برنامه بحسابهای عمرانی کشور در سال جاری گذاشته میشود بنده هیچ عرضی در این مورد ندارم منتهی نکتهای که هست این است که در ضمن پیدا کردن راه برای بیکارها باید اصل الاهم فالا هم در نظر گرفته شود کارهایی که ضرورت دارد و مهم است مقدم بر کارهای تفننی منظور شود زیرا بطوری که میگفتند اشخاصیکه مشغول مطالعه شدهاند برای تهیه کار اغلب برای سرعت در اخذ تصمیم مطالعه لازم نمیکنند که چه کاری الان بیشتر ضرورت دارد وفقط بصرف از سرباز کردن یک کاری ولو به اصلاح و پهن کردن یک جاده که الان مورد استفادهاست چندی وقت میگذرانند و در نتیجه وقت و پول ممکن است از یک کار مهمی بیک کار غیر مهمی صرف بشود و در پایان عرایضم خواستم نظر جناب آقای منصور را که عهده دار ریاست دولت هستند به این موضوع جلب میکنم که در حال حاضر تمام مردم این مملکت از دور ونزدیک چشمشان به این دولت دوخته شدهاست وهمه منتظر هستند دولتی که با این نحوه به اتفاق آراء رای اعتماد مجلس شورای ملی و با اکثریت نزدیک به اتفاق آراء رای اعتماد مجلس سنا را تحصیل کرده با خواست خدا و با حسن نیتی که در اعضای کابینه سراغ داریم موفق به برداشتن یک قدمهای موثر و مثبتی بشوند (نمایندگان ـانشاءالله) به انتظار اینکه جلسات هیئت دولت که همیشه تشکیل میشود تمام وقتشان صرف چاره جویی و پیش بینی کارهای مفید و عمرانی واصلاحی بشود ما انتظار داریم که هیئت دولت وقتش صرف توجه بکارهای فرعی و جزیی و کارهای افرادی که اغلب متاسفانه دستگاههای مملکت بنفع آنها میچرخد نباشد بلکه توجهشان بکارهای مهم و اساسی مملکت باشد که ما نمایندگان ملت در نزد موکلین خودمان و در نزد ملت رو سفید باشیم و بتوانیم از یک دولت فعال و کاری که همت او صرف خدما اجتماعی میشود با کمال حسن نیت پشتیبانی بکنیم.

در یک دایرهای گذاشتند از او امتحان کردند نتوانست کارش را انجام دهد اورا در یک دایره دیگری بردند در آن جا هم نتوانست کار کند بعد عذر او را خواستند گفتند ما برای شما کار نداریم او رفت و پس از سه روز آمد گفت من با پنجهزار ریال در سازمان برنامه استخدام شدم و حکمی هم دستش بود. ملاحظه بفرمایید یک ماشین نویسی که خودش حاضر بود با ۱۴۰۰ ریال استخدام شود واورا نپذیرفتند میرود با فاصله یکی دو روز بعد با تغییر حقوق فاحشی در آن جا او را استخدام میکنند همینطور بمن گفتند که یک نسخ انگلیسی که بزبان انگلیسی تهیه شده بود برای مقام و هر چه شده بود بنا شد که یک نفر افتخارا یک تجدید نظری در آن بکند و کلمات غلط را او تصحیح بکند بسیار خوب حرف هم بسیار صحیح بود شورای عالی برنامه هم به او ارجاع کرد که تجدید نظر بکند همان شخص بلافاصله برای کاری که قرار بود افتخارا انجام بدهد تقاضای یک حقوق زیادی کرد ویک قسط اول را هم گرفت وبلافاصله چند نفر ماشین نویس در اختیار خودخواست به او دادند کاری هم نبود که بکند این ماشین نویسها روزی یکساعت برای امضای دفتر حضور و غیاب خودشان را نشان میدادند و هیچ کاری هم نمیکردند بعد از چند روز گفتند که اضافه کار میخواهیم مسئول کار گفت اصلا کاری وجود ندارد چه اضافه؟

بعلاوه اینهم که میگویند اشخاصی را که از ادارات و وزارتخانهها آوردهاند بسیار کم است، اشخاصی را که آوردهاند آنجا نسبتا عدهشان را میشود گفت متنابهاست اشخاص متخصص ومتقنن است که یک عدهشان شاید در ادارات دولتی بودهاند آنجا وجودشان لازم تر بودهاست آوردهاند آنجا، آنجا خدمت میکنند و مصدر کار هستند، به آقایان هم عرض کنم خوب هم خدمت میکنند یک طرحی و یک برنامهها و یک نقشههای بسیار مفیدی الان طرح شده و اینها در شرف اتمام است و یک قسمتش تمام شده وبرای عمل حاضر است و بزودی بجریان میافتد الان هم نمایندگان بانک بینالمللی هم آمدهاند و مشغول هستند مشغول دیدن این لوایح و این نقشهها و این طرحها هستند که امیدوارم یک قسمت آنها کاملا مورد تصدیق آنها واقع بشود و موضوع کمک اقتصادی که در نظر داریم.

بنده هم نظرآقای فولادوند رادارم که در اغلب مواد باید اظهار نظر بشود (آشتیانیزاده ـ راجع بنطق هم بفرمایید) همانطوری که گفته شد یک شوری باشد، یک کمیسیون خاصی هم آقای قائم مقام الملک پیشنهاد کردند از هر شعبهای دونفر انتخاب بشوند، این مواد را که مورد ابتلاء هست اظهار نظر بکنیم و یک چیزی که مفید باشد بفرستیم به مجلس بنده میدانم که همه آقایان نمایندگان حسن نیت دارند و طرفدار این هستند که کارهای مهم و اساسی در این دوره ۱۶ از روی اصول و مبانی صحیح بگذرد بنابراین اصلاح به نظر من عملی نمیشود مگر اینکه بیک فوریت رای بدهیم و به کمیسیون ارجاع شود و تصمیماتی که لازم است اخذ بشود.

عبدالقدیر آزاد ـ بنده با پیشنهاد جناب آقای نخستوزیر راجع به این کمکی که آوارگان شدهاست موافقم ولی ازنقطه نظر اینکه در اینجا قید شدهاست که این پول در اختیار سازمان برنامه گذاشته شود مخالفم و دلیلی هم که دارم این است که مادر دوره گذشته وقتی که بودجه را میآورند مطالعه میکردیم میدیدیم ۹۳ در صد خرج پرسنل میشود یا اینکه یکمقدار از بودجه مملکت را به اشخاص معینی میسپاریم که صرف عمران و آبادی ممکلت بشود ولی طبق مندرجات جراید تقریبا ۱۳۰ میلیون تومان سازمان برنامه خرج کردهاست و بهیچوجه من الوجوه از این بهرهبرداری نشدهاست من معتقد هستم که در سیاست تخریب سازمان برنامه از سایر وزارتخانهها رکورد را بردهاست (شوشتری ـ فارسی بفرمایید) (حاذقی ـ اگر رکورد را بشکند بشکننده باید رجوع کنید) سازمان برنامه ما چیزهای عجیب و غریبی درست کردهاست یک اداره درست کردهاست برای تعمیق دریاها را گود بکنند چندین میلیون هم بودجه برایش گذاشتهاند یک اداره درست کرده بنام مهمانخانه برنامه که یک خرجهای بیهودهای آنجا میشود بنده در موقعش زیاد صحبت میکنم اسناد و مدارکی به بنده دادهاند ومن در روز معین این مطالب را ذکر خواهم کرد مقصود بنده این است که شخصا اعتماد و ایمان به این که این سازمان برنامه این پول را بمصرف خودش برساند ندارم از جناب آقای نخستوزیر دو خواهش دارم یا اینکه این پول را در اختیار یک کس دیگری بگذارند یا اینکه این پنج میلیون تومان را از سازمان خود برنامه معین کنید خرج بکنند از این دو یکی را بکنند سازمان برنامه یک پولهایی گرفتهاست که نفله میکند حالاهم باز این قسمت از بودجه مملکت را ما بیاییم ۵۰ میلیون ریال اختصاص بدهیم برای اینکار و بدهیم بسازمان برنامه این را اعتماد ندارم این است که معتقد نیستم و خواهش میکنم یک هیئت دیگری تعیین کنید یا این را بسپارید بیک سازمانی یاوزارت راه، یا وزارت کشور، یا یک وزارتخانه دیگر یا اینکه چند نفر دیگر از هیئت دیوان محاسبات عمومی که محل اعتماد و اطمینان خود آقای نخستوزیر هم بودند و دیروز اسامی آنها را آوردند به آنها بسپارند که این خرج با نظر آنها بمصرف خودش برسد.

مخبر (دکتر کیان) ـ پیشنهاد آقای آزاد البته دو اشکال اساسی داشت یکی اینکه دیوان محاسبات یک دستگاهی است که برای نظارت خرج و دخل بودجه طبق مقرراتی که در قانون دیوان محاسبات تنظیم شدهاست، تصویب شدهاست برای آن ایجاد شدهاست انحراف آن برخلاف اصول وبرخلاف قانون است یک اشکال دیگری که در فرمایش آقای آزاد بود این است که اگر این دستگاه برنامه را آقای ازاد مجهز برای صرف ۵۰ میلیون ریال نمیدانند بطریق اولی برای نقشههای اساسی و مصارف بیشتری و غیر مجهز و غیر مناسب میدانند (آزاد ـ عقیده من این است) لازمه این پیشنهاد ایشان این است که این دستگاه مجهزی که برای تاسیس آن مبالغی خرجش شدهاست و این کار ۵ میلیونی را باکمال سهولت میتواند بدون صرف هزینه اعضاء و غیر ذلک بمصرف برساند بدستگاه دیوان محاسبات یا هر دستگاه دیگری که مقتضی میدانند واگذار کنند ومصارف خیلی زیادی صرف آن دستگاه بشود تازه آن دستگاه وضعیتش معلوم نیست که بتواند به آن درجه سازمان برنامه برسد که این ۵ میلیون تومان را برای بکار انداختن بیکار بمصرف برساند این یک عمل فوری و آنی وضروری بود لازم بود از یک دستگاه مجهزتری استفاده شود و مجهزتر و آمادهتر از دستگاه برنامه هم انصافا وجود نداشت بنابراین استدعا میکنم آقای آزاد پیشنهادشان را پس بگیرند و بیک موقع دیگری موکول بفرمایند.

هر جا لازم است کارخانجات مختلفی که متناسب باشد تاسیس شود هر جا منطقه ملاریا خیز است با مالاریا مبارزه شود و هر قسمتی که مردم احتیاج مبرم بوسایل و دام کشاورزی دارند به آنها داده شود، خانههای روستایی ساخته شود و مشکلاتی که الان جلوی پای مردم هست برداشته شود که مردم این مملکت اکثرا فاقد وسایل اولیه زندگی هستند آنها میتوانند حداقل مایحتاج زندگی را تحصیل بکنند و خلاصه ملت در یک راهی بیفتد که آینده او بهتر از گذشته او باشد توضیحات البته برای اعضای کمیسیون سازمان برنامه قانع کنند بود خاصه اینکه هریک از اعضای نظریاتی داشتند که به موقع خودش دادند (خسرو قشقائی ـ نمونهاش هم دیده شد) و نماینده دولت هم که اغلب خود نخستوزیر وقت بودند پذیرفت بالاخره مجلس شورای ملی هم مصوبات کمیسیون برنامه را بصورت قانون تصویب کرد و برای اجرا بدولت ابلاغ نمود این قدمی بود که مجلس شورای ملی برداشت و عملا نشان داد که علاقه مند و خواهان اصلاحات اساسی در مملکت هست و در حقیقت از این کسالت و بطالتی که در دستگاههای وزارتخانهها مشاهده میکنید که موفق نیستند قدمهای مفید وعمرانی برای مملکت بردارند خسته شده ومطابق این قانون به این دستگاه اعتماد دارد که تشکیل بشود و شروع کند به اجرای مواد مختلف این برنامه دو نکته اساسی در آنجا مورد توجه کمیسیون بود که مجلس شورای ملی به آن مواد رای موافق داد نکته اول این بود که سازمان برنامه یک دستگاه عالیه نظارت و مراقبت در اجرای این مواد ومقررات است زیرا ما میدانستیم که این وزارتخانهها با این بودجهتای پر عرض و طول با این دستگاههای پر عرض و طولی که دارند در حال حاضر خودشن بخودی خود کارهای مثبتی نمیکنند تحت نظارت سازمان برنامه به اقتضای کارهایی که برایشان معین میکنند بکار مشغول باشند و تدریجا نتیجه کارهای آنها به اطلاع مجلس شورای ملی برسد نکته دوم این بود که از بین اعضاء و کارمندانی که حقوق از دولت میگیرند و همانطوری که مکرر اینجا در پشت این تریبون اعلام شدهاست بیش از ۹۰ درصد بودجه این مملکت که با چه وضع رقت آوری از مردم این مملکت گرفته میشود صرف حقوق آنها میشد از همین اشخاص و همین اعضاء و همین مستخدمین استفاده شود که در حقیقت یک مشکل جدیدی برای مملکت تولید نشود ویک افراد تازهای توی این ضرر نفع برای خودشان تصور نکنند و مجددا تحمیل بدستگاه این مملکت نشوند و از راه حقوق بگیری سربار این مملکت نشوند زیرا ما میدانستیم که در میان مستخدمین دولت مهندس، کارشناس، دکتر در علوم اقتصاد افراد تحصیلکرده عالم ارو پا رفته دانشکده دیده فراوان است متاسفانه خرابی سازمان مملکت و نبودن حس مسئولیت و اختیار و عدم وجود یک قوه ناظرهای برای اینکه آن کسی که خدمت نمیکند گریبانش را بگیرد و تحت محاکمه بکشد و آن کسی که خدمت میکند تشویق بکند سبب شدهاست که اینها در دستگاههای دولت وجودشان نافع نباشد و کار نکرده آخر ماه لیست امضاء کنند حقوق بگیرند و اکثرا هم متاسفانه حق دارند از اوضاع ناراضی باشند و خودشان جزو منقدین دستگاه باشند و هر روز معایب دستگاههای مملکت را بگویند نظر این بود آقای افشار صادقی که همین مستخدمین را متمرکز کنند در آن کارهایی که الان تحت نظر سازمان برنامهاست و با یک مسئولیت و اختیاراتی شروع بکار کنند البته منکر این نیستم که اگر افراد ایرانی با یک سازمان صحیحی وارد خدمات اجتماعی خودش بشود شاید بهتر از افراد فرنگی و بهتر از افرادی که مرتبا میشنویم د رکشورها برای مملکتشان فداکاری میکنند حاضر است خدمت بمملکت خود بکند و فداکاری کند ولی دستگاه ادارات ما که یک دستگاه و سازمان پوسیده و کهنه و زنگ زده شده بود و کاری پیش نمیرفت ما برای نمونه یک دستگاه تازه به آنها بدهیم گرچه حالا هم میبینیم بعضی از دستگاههای توی این مملکت هست که خوب کار میکنند.

دیدگاهتان را بنویسید